فرهنگ

خرید بک لینک

فرهنگ چیزی که در تعریف سخت زندگیمان بزرگ و بزرگ ترش می کنیم

دست و پا گیرمان می شود وقتی می خواهی به نگاهی دست سرد کارتن خوابی را گرم کنی ؛

که مبادا زن بودنت زیر علامت سوالی گنگ و بی مفهوم در اذهان مردمی فرهنگی گیر کند

و چه اشکالی دارد اگر هر روز مرد جوانی که مغازه دار محله است ، را ببوسی و برایش شعر بنویسی و نقاشی بکشی

چه اشکالی دارد که بگویی گاهی به او فکر می کنی که مبادا زن بودنت زیر علامت سوالی گنگ و بی مفهوم در اذهان مردمی فرهنگی گیر کند

کارتن خواب چند روزی ست که مرده است و من هر روز به یادش دلتنگ می شوم

به کسی که نه دیده بودمش

و نه شنیده بودمش

او لحاف سرد سرمای دی ماه سال 1398 را به سر کشید و رفت و من از زن بودنم متنفرم؛

که فرهنگم دست و پاگیرم شد و نتوانستم سنگینی علامت سوالی را به دوش بکشم که بی فرهنگم کند

حالا هر روز به مرد جوان مغازه دار فکر می کنم

و فرهنگی که پایبندی اش را جز به تفکیک جنسیتی که با شهوت و هوس هم آغوش می شود ، بر تن عریان آدمی زادی ام نپوشانم

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 21:54

صفحه بندی