برای کسی که دیگر فراموشش کرده ام

خرید بک لینک
ای زیباترین ندیده ام !

تو را در عمق وجودم یافتم.آنجا که نوری بود در سوسو. آن جا که تنهایی مرا به عطش می کشاند.مرا به بیراهه که کشیدی تورا دیدم.آنچنان که هیچ بشری را تا به کنون تجسم نکرده بودم.

ای ندیده ی غریب !

ناآشنای دیرین و امروزم!

تو را چگونه به ورطه ی فراموشی هایم بسپارم.

تورا هیچ بادی ، هیچ برگی ، هیچ خاکی نمی تواند فراموش کند.

تو را در ذره ذره ی وجودم آنچنان دیدم که شعله ور شدند ترانه های تنهایی و کودکی ام.

تو در کجای خاطراتم به دنیا آمدی.

تو را نمی خواهم بمیرانم.

نمیرانمت.

تو زند می مانی حتی اگر برگ ، حتی اگر باد ، حتی اگر خاک تو را با خود ببرد.

تو زنده ای و در میان ابرهای تیره ی دلتنگی ام گاهی ، نه همیشه، نه دائما ، نه مدام ، اما گاهی فقط گاهی به یادت خواهم بود.

خواهم ماند و بعد

تو را در عکس می بینم،

تو را در ساعت،

تو را در پارک،

در صندلی .

تو برایم تجسمی هستی از هر چیزی که تا به حال دیده ام و ندیده ام. هر چیزی که نامی دارد و ندارد.

تو بی نامی ، بی مکانی.

تو را نمی خواهم که بمیرانم.

هرگز.

این متن را در مهر 90 نوشته ام.

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:56

صفحه بندی